philosophy of education in iran
همچنان در بند خود هستیم به نظر دلمان نمی‌خواهد از بند تمایلات در آییم و

 دنیا هم نمی‌خواهد بندهای خویش را بگسلد. همه راهها بسته است. پس دل

را فراموش و دنیا را می‌چسبیم. اما آخرش چه می شود؟ نمی دانم. شما

 می دانید؟ نه که نمی دانید تنها مثل یک کور که جلوی خود را نمی بیند و

 تنها به توسط عصای سفید حدس می زند به جلو می رویم. ای آنان که راه

را می دانید به ما هم نشان بدهید. البته اگر اراده ای باشد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/11/03ساعت 11:3  توسط علی خالق خواه | 
عمری در پی رسیدن به ذات هستی می‌روی و ناگهان آن را در خود می‌یابی. این جمله ای است که همیشه آن را از بزرگان طریقت شنیده ایم. و یا فیلسوفان می گویند خود را بشناس.

آنها چه می‌گویند، از چه واقعیتی حرف می‌زنند؟ چرا ما باید واقعیت را بشناسیم؟ راه شناخت چیست؟

آیا دیدگاههای تکثرگرایانه در شناخت واقعیت کارآ است؟ اصلاً آیا شناخت واقعیت برای انسان امکان دارد؟

چنین سئوالاتی همیشه در ذهن انسانها از همان اوان بشریت وجود داشته و هر کسی مطابق با شبکه دیدش به جوابی رسیده است. اما آیا واقعیت را می‌توان همچون زمان و مکان امری نسبی دانست؟ اینها همه سئوالاتی است که ذهن ما را به خود  مشغول داشته است. کاش که واقعیت خود را به ما می‌نمایاند. کجایند آنهایی که فکر می‌کردند واقعیت را یافته اند. آیا درک واقعیت در ظرفیت بشریت نهفته است و یا او تنها فکر می‌کند که توان درک واقعیت را دارد؟ واقعیت چیست؟  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/06/07ساعت 15:20  توسط علی خالق خواه | 
در ساحت دینی باکدام رویکرد می‌توان به باور رسید؟ آیا این ساحت با دریافت انسان از واقعیت تطابق دارد؟ آیا این ساحت دریافت ذهنی است و پدیداری است که برای هر فردی به گونه ای درک می شود؟ یا گونه دیگری است؟ آیا هر کسی با عقل و استدلال به دین رسیده به آن باور هم دارد؟ آیا این ساحت ساحتی درونی و انفسی است یا آفاقی و عقلانی است؟ کدام؟ شما با چه رویکردی به باور رسیده اید؟ آیا از راه تقلید از پدر و مادر و...؟ آیا خود به تحقیق در مورد دین پرداخته اید؟ من که سردرگم هستم؟ شما چطور؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/04/26ساعت 18:32  توسط علی خالق خواه | 
  1- زبان انگلیسی

 

2-استعداد تحصیلی

 

3- روش‌های پژوهش در فلسفه تعلیم و تربیت

منبع پیشنهادی:

باقري، خسرو و همکاران (1389). رویکردها و روش‌های پژوهش در فلسفه تعلیم و تربیت، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی

 

4- نظریه‌های تربیتی مکاتب فلسفی

منابع پیشنهادی (به‌ترتیب اهمیت):

گوتک، جرالد (۱۳۸۰). مکاتب فلسفی و آراء تربیتی، ترجمه دکتر محمدجعفر پاک سرشت، تهران: سمت.

بهشتي، سعيد (1386). فلسفه تعليم و تربيت در جهان غرب، تهران: انتشارات اطلاعات.

باقري، خسرو (1375). ديدگاههاي جديد در فلسفه تعليم و تربيت، تهران: نشر علم.

باقري، خسرو؛ عطاران، محمد (1376). فلسفه تعليم و تربيت معاصر، تهران: انتشارات محراب قلم.


5-     تاریخ اندیشه‌های تربیتی در ایران و جهان

منابع پیشنهادی (به‌ترتیب اهمیت):

کاردان، عليمحمد (1381). سير آراء تربيتي در غرب، تهران: سمت.

پژوهشکده حوزه و دانشگاه (1372). فلسفه تعلیم و تربیت (ج 1). با همکاری دکتر کاردان و دیگران. تهران: سمت.

باقری، خسرو (1386). نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، جلد اول و دوم، تهران: انتشارات مدرسه.

ماير، فردريک (1374). تاريخ انديشه‌هاي تربيتي، ترجمة علي‌اصغر فياض، تهران: سمت.

شاتو، ژان (1369). مربيان بزرگ، ترجمة غلامحسين شکوهي، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.


 

منبع خلاصه برای دو مورد آخر (4 و 5):

فرمهینی فراهانی، محسن (1384). اصول و فلسفه تعلیم و تربیت؛ ویژه داوطلبان کارشناسی ارشد علوم تربیتی با گرایش‌های مختلف، انتشارات جهاد دانشگاهی واحد تهران.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/23ساعت 17:58  توسط علی خالق خواه | 
معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...

دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟

معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه... می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!

دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/11/18ساعت 14:15  توسط علی خالق خواه | 
مهر آمد. آیا تعلیم وتربیت شروع شده یا تعطیل؟ مهر آمد آیا انسانها را می خواهیم به کجا ببریم؟ مهر آمد کجاست آن شاگردی که خود را به دانایی برساند؟ مهر آمد کجاست آن استادی که دانا باشد؟ مهر آمد و باز تعلیم و تربیت تعطیل است تا مگر نگرش ها تغییر یابد. کجاست نتیجه این تعلیم و تربیت به جز آن که افرادی را تربیت می کنیم که تنها به روزمرگی دچار هستند و هیچ خلاقیتی دیده نمی شود. شاگرد تنها آماده می شود تا در آینده روزی خانواده اش را دربیاورد. آنگاه او فردی است خوشبخت! او توانایی روزمرگی دارد! او توانایی همراهی با جامعه دارد! اما آیا علم با این گونه افراد گسترش می یابد. او توانایی تاثیرگذاری دارد؟ کجاست آن مکتب خانه هایی که آدم پرورش می دادند. کجاست آن اساتیدی که فارابی، ابن سینا و آنطرفتر غزالی را پرورش دادند؟ کجایند آن شاگردانی که اساتید را به چالش بکشند؟ تعلیم و تربیت ره به کجا می سپارد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/07/17ساعت 10:40  توسط علی خالق خواه | 
سئوال و نادانی

سقراط می گفت من نادانم

کدام یک از ما راضی به نادانی هستیم. کدام یک خود را نادان می دانیم. کمتر کسی؛ همه ما در همه چی نظر داریم. چرا؟ خود هم نمی دانیم ولی به نظر می رسد این مردم هستند که ما را هدایت می کنند که در همه چیز نظر بدهیم کدام یک از ما تا حال گفته ایم که من در این زمینه نادان هستم. خارج از بار منفی کلمه نادان. نداشتن اطلاعات و دانش زیاد هم بد نیست هر فردی دراین دنیا به نظر در زمینه محدودی می تواند دانا باشد. پس ای سقراط فقط تو نادان هستی و بقیه....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/03/24ساعت 12:56  توسط علی خالق خواه | 
تشیع دینی است که عقل را سرلوحه کار خویش قرار داده . در مذهب شیعه دفاع عقلانی از دین به عنوان یکی از پایه های دینداری پذیرفته شده است . بر خلاف مسیحیت در مذهب شیعه عقل و شرع باهم مطابقت دارند. امروزه مذهب شیعه از جامعیت برخوردار شده و به برکت مجتهدین عالیقدر و کشور اسلامی ایران از قوت زیادی برخوردار شده و به عنوان ام القرای اسلام به تکلیف خود عمل می نماید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/02ساعت 13:19  توسط علی خالق خواه | 

توجه به آرمان شهر از همان اوان تاريخ به نوعي خود را نشان مي داده . انسان به شكلي آفريده شده كه سعي مي‌كند ايده‌هاي خود را به همه افراد بشري گسترش دهد . نوع بشر چه در زمينه هاي ديني و چه در زمينه هاي غير ديني همواره سعي در جهاني كردن ديدگاه هاي خود داشته است چرا كه فكر مي كند به نوعي با تبين ديدگاه ديني و يا غير ديني خود وگسترش آن به همه جوامع بشري به آرمان شهر خود خواهد رسيد . پيامبران از جمله كساني بوده‌اند كه با توسل به آيات الهي و برنامه هاي الهي به آرمان شهر توجه داشته اند . در طول تاريخ تعدادي از پيامبران همواره سعي در هدايت انسان به سوي زندگي بهتر و ايده آل داشته اند و در بعضي موارد با تشكيل حكومت هايي به صورت آرماني سعي در ارائه نمونه هاي عيني از چنين جامعه هايي را داشته اند .

 در طول تاریخ انسان همواره به دنبال تأسیس مدینه ای فاضله و جامعه ای مطابق ایده آل های ذهنی خود بوده است؛ جامعه و مدینه ای که هیچ اثری از نقص در آن نباشد. روزگاری یونان باستان با عبور از گذار سوفسطائیسم، خود را آماده ورود به یک جامعه عقل مدار و اخلاق گرا می‌کرد. عاملان این جهش کسانی نبودند جز، حکمای فلسفه الهی یونان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/23ساعت 10:45  توسط علی خالق خواه | 
فرهنگ عوام وخواص چیست؟اصلاً می توان ایندو گروه را از هم جدانمود . آیا این دو از هم جدا هستند. بسیاری از فیلسوفان ایندو را از هم جدا می دانند . در دوران مدرینته فرهنگ عوام وخواص با هم متفاوت بود و در دو دنیای جداگانه سیرمی کرد . اما در دوران پست مدرن سعی می شود بین این دو گروه فاصله ها کم شود. اما این فاصله چگونه کم خواهد شد ؛ محل تامل است. آیا عوام باید خود را به گروه خواص برسانند و یاخواص خود را به سطح عوام برسانند . به نظر در طول تاریخ بین این دو گروه تضاد وجود داشته آنچه خواص گفته اند را عوام یا متوجه نشده اند و یا با آن به مقابله برخاسته اند. آنجا که نور راخواص می بینند و سعی در انتقال آن به عوام هستند عوام در باورهای اشتباه خود ( سایه ها) همچنان تاکید دارند و ای بسا خواص را نیز از بین می برند و جام شوکران به آنها می دهند.  
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/26ساعت 9:58  توسط علی خالق خواه | 

مدتی است که ذهنم را مسئله ای می آزارد .اساتید همه از اخلاق پژوهش صحبت می کنند. از عدالت در نمره دادن حرف می زنند. از رعایت اخلاق و تلاش در جهت تدریس بهتر صحبت می کنند. ازآمادگی برای تدریس صحبت می کنند. اما در عمل 1- تحقیقاتی که دانشجویان انجام می دهند را با ترفندی یا به نام خود می زنند و یا نام خود را اول وبعد نام دانشجو را قرار می دهند. 2- دانشجویانی که وعده می دهند با آن استاد پایان نامه بر می‌دارند ناخودآگاه از نظر آن استاد بهترین دانشجو شناخته می شوند. 3- هر دانشجویی که بتواند به طریق غیر قانونی و بدون توجه به قانون کپی رایت کتاب و مقاله بیشتری بدزدد و در اختیار استاد قرار دهد به یقین بهترین دانشجو است.4- تحقیر دانشجویان و از این طریق اجازه ندادن به طرح سئوالها، رایج و ترغیب استاد به مطالعه بیشتر مذموم شمرده می شود . 5- تبلیغات و دزدی علمی و نوشتن کتابهای که بسیاری از مطالبشان کپی رایت است از افتخارات استاد شمرده می شود. 6- خود را مرکز جهان دانستن و به جز خود هیچ کس را قبول نداشتن نیزاز سوی اساتید به عنوان حربه ای برای بهتر شناخته شدن قلمداد میشود. 7- استفاده بی جا از قدرت (معاونت ها ) برای سرکوب اساتیددیگر رایج و مرسوم است.8- اساتید با باند بازی تقریبا هم درمجلات و هم در همایشها فقط مقالات همدیگر را آن هم به صورت بده بستان چاپ یا پذیرش می کنند.

البته اینها دیدگاه نویسنده این مطالب است و شایداشتباه باشد ، نظرشما چیست؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/11/15ساعت 9:38  توسط علی خالق خواه | 

آیا عقل و دل با هم سازگاری دارند؟ آیاباعقل می توان به عشق رسید ؟ آیا همه عاشقان عاقلند؟ اصلاً عقل چیست و عشق چیست؟ عقل در معنی عرفی معنایی دارد ودر دید علما معنایی دیگر از دید عرفا یک معنی دارد و از دید عاشقان یک معنی . تعدادی همچون غزالی عقل را به دو نوع می دانند عقل جزئی که همان استدلالهایی است که فلاسفه به کار می برند . غزالی در تهافت الفلاسفه آنها را تکفیر می کند و عقل کلی که در یک معنی به قلب هم می شود تعبیر کرد . اگر عشق را با عقل جزئی محک بزنیم هیچ تقابلی با هم ندارند . اما اگر آن را با عقل کلی در نظر بگیریم می توان گفت که آنها با هم سازگار هستند . اما آیا این عقل کلی برای همه قابل دسترس است . غزالی معتقد است که انسانها به دو نوع عام و خاص تقسیم می شوند تعداد محدودی به عقل کلی می رسند و اکثریت در همان عقل جزئی سیر میکنند . آیا عقل با دل می تواند سازگار باشد . برای نمونه عاشق یک جنس مخالف با عقل به عشق رسیده و یا بادل کدام ؟ در مقیاس بزرگتر آیا یک عارف با عقل به عشق رسیده یا با دل ؟شاید بتوان گفت که اول عاشق حق شده بعد به عقل کلی رسیده و آن هم اگر در وسط راه نبریده باشد و به بیراهه نرفته باشد . حال کدام؛عشق و یا عقل شما کدام را انتخاب می کنید؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/23ساعت 21:21  توسط علی خالق خواه | 
هدف در این دنیا چیست ؟ انسان چه هدفی را دنبال می کند ؟ آیا هدف برای زندگی لازم است ؟ آیا هدف زندگی در این جهان است ؟ من نمی دانم اما این را باور دارم که انسان همیشه بر اساس هدف رفتار نمی کند . وقتی تعدادی کنار هم جمع می شوند تنها هدف تفوق بر همدیگر می شود و هر کدام احساس برتری نسبت به دیگری دارد . در مقیاس بزرگ هم اینگونه است در جامعه هم تعدادی سعی دارند که بر دیگران تفوق یابند . آیا نیچه راست گفته که ابرمرد همواره بر دیگران تفوق خواهد یافت؟آیا هدف از زندگی انسان همین است.چرا هدف واقعی انسان همواره در سایه قرار می گیرد چه آنهایی که ادعا می کنند که دنبال هدف می روند و چه آنهایی که در این وادی نفس ماندگار شده اند. هر دو در عمل به احتمال زیاد به یک نوع رفتار می کنند.اما رفتار گروه اول در لفافه و رفتار گروه دوم شفاف است. نظر شما چیست؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/05ساعت 12:10  توسط علی خالق خواه | 

فردریش نیچه[1]

زندگی

او در سال ۱۸۴۴ در راکن به دنیا آمد پدر فردریش از کشیشان لوتری بود و اجداد مادری او نیز همگی کشیش بودند. فریدریش نیچه اولین ثمره ازدواج آنها بود. آنها دو فرزند دیگر نیز به دنیا می‌آورند: الیزابت و ژوزف. وقتی نیچه پنج سال داشت، پدرش بر اثر شکستگی جمجمه درگذشت و او به همراه مادر، خواهر، مادربزرگ و دو عمه اش زندگی کرد. او در سال ۱۹۰۰ در وایمار و پس از تحمل یکدورهٔ طولانی بیماری براثر سکته مغزی چشم از جهان فرو بست.



[1] .Nietzsvhe,Friedrich


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/24ساعت 9:50  توسط علی خالق خواه | 

زندگی

گئورگ ویلهلم فردریش هگل[1] (۱۷۷۰-۱۸۳۱) فیلسوفی آلمانی بود. او در اشتوتگارت واقع در جنوب غربی آلمان، در ۲۷ اوت ۱۷۷۰ به دنیا آمد. از کودکی در زمینه‌های گوناگون بسیار مطالعه می‌کرد و در این کار از حمایت و تشویق مادرش -که سهم فراوانی در پرورش فکری وی در کودکی داشت- برخوردار بود. در یکی از دبیرستانهای این شهر تحصیل کرد و سپس برای ادامه تحصیل به دانشگاه توبینگن رفت. از آن پس، تقریباً سراسر زندگی هگل صرف تعلیم فلسفه و تألیف آثار فلسفی شد .(نقيب زاده،1370)



[1] Georg Wilhelm Fridrich Hegel


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/15ساعت 14:59  توسط علی خالق خواه | 

همایش ملاصدرا در تاریخ 88/2/31 برگزار شد . در این همایش آقای اعوانی ، محقق داماد ، شریعتمداری، دینانی سخنرانی داشتند. همایش به دو قسمت صبح و بعد از ظهر تقسیم شده بود . در نوبت صبح مقالات در موضوع فلسفه برای کودک بحث شد. و در ادامه مقالات با موضوعات دیگر ارائه شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/06ساعت 10:29  توسط علی خالق خواه | 

وضعیت اجتماعی

سده هجدهم از نظر اقتصادی روی هم رفته با سده هفدهم تفاوت چندانی ندارد و نظام فئودالی سر کار است . در عوض بر اثر اختراعاتتازه پیشرفتهای جدیدی به وقوع می پیوندد ؛ و در این قرن بر اثر گسترش مستعمرات طبقه بورژوازی بوجود می اید و این طبقه در نهایت در فرانسه انقلاب 1789 را بوجود می آورند بر اثر پیروزی انقلاب فرانسه نظام سلطنتی به جمهوری مبدل می شود و حاکمیت ملی و تماین حقوق سیاسی و مدنی را برای ملت فرانسه به ارمغان می آورد و این تحول در کشورهای اروپایی تاثیرمی گذارد و آنها را نیز متحول می کند. این دگرگونی در پیشرفتهای علمی خاصه تحقیقات دانشمندان علوم طبیعی نیز موثر بود و منجر به گسترش فلسفه تحصلی یا پوزیتیویسم شد . این قرن را قرن روشنایی می نامند از این جهت که نویسندگان و اندیشه وران بسیاری مانند نویسندگان دائرهالمعارف و در پیشاپیش آنان دیدرو و دالامبر به مبارزه با خرافات و دفاع از علم در برابر جهان بینی کلیسا بر می خیزند. (کاردان ، 1381 ، ص 126و127)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/28ساعت 9:19  توسط علی خالق خواه | 


مقاله اینجانب با عنوان" بررسی ارتباط عملکرد خانواده با خود پنداره دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی "در اولین همایش خانواده ، دانشجو و دانشگاه که در روز 23/2/88 برگزار شد ، پذیرفته و ارائه شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/23ساعت 14:27  توسط علی خالق خواه | 
 شیری بعد از شکار وقتی می بیند که شکارش حامله بوده و بچه اش مرده است شیر حتی لب به شکار نمی زند و افسرده اینگونه که می بینید دراز کشیده . نکنه تربیتی اینکه حتی حیوانات هم در بعضی موارد اخلاق را رعایت می کنند.برعکس بعضی از انسانها که به خاطر منافع شخصی حتی بر مرگ عزیزانشان نیز راضی می شوند. آیا این شیر از اخلاق بهرهای برده یا بعضی از ما ؟ آیا می شود کار این شیر را اخلاق گذاشت؟آیا این غریزه است ؟ هرچه هست به نظر خوب می رسد؟
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت 13:33  توسط علی خالق خواه | 



درهمایش بزرگداشت ملاصدرا مقاله  "بررسی تاثیر اجرای روشهای پویا بر افزایش میزان خلاقیت " نوشته اینجانب پذیرفته شد . در ادمه چکیده این مقاله می آید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/10ساعت 18:25  توسط علی خالق خواه | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
انجمن ادبی اردبیل
نخبگان اردبیل
شیروان شهر
سایت مقالات علمی ایران
اولین همایش ملی فلسفه تعلیم و تربیت
سمینار نیوز
وبلاگ آقای قادری
آشنایی با اندیشه یورگن هابرماس
فراخوان نهمين همايش سالانه انجمن مطالعات برنامه درسي ايران
سيزدهمين همایش بزرگداشت ملاصدرا: «تربيت فلسفي و فلسفه تربيت»
شاخصهای تفکر انتقادی(8)
آموزش وپرورش انتقادی
دکتر نصر
اینک فلسفه
لايب نيتس؛ دوستدار حقيقت و دانايى
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1391
شهریور 1391
تیر 1391
بهمن 1390
مهر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
پیوندها
سایت دانشجویی خالق خواه
دانشگاه فردوسی
انجمن مطالعات برنامه درسی
اطلاعات مربوط به کنفرانسهای بین المللی
وبلاگ دکتر بختیار شعبانی ورکی
وبلاگ دکتر عطاران
وبلاگ دانشجویان دکتر علیرضا کیامنش در جهت پاسداشت استاد
وبلاگ دکتر سجادی
بانک وبلاگ های آموزشی
دایره المعارف فلسفه تعلیم وتربیت
انجمن فلسفه تعلیم وتربیت
انجمن فلسفه تعلیم وتربیت استرالیا
network جهانی فلسفه تعلیم وتربیت
انجمن فلسفه تعلیم وتربیت بریتانیا
انجمن فلسفه تعلیم وتربیت کانادا
دایره المعارف فلسفی استنفورد
Institute for the Advancement of Philosophy for Children What is 'Philosophy for Children'
What Is P4C?
وبلاگ دکتر علی طلوعی
وبلاگ دکتر رضا محمدی
وبلاگ دکتر سعیدصفایی موحد در خصوص برنامه درسی
وبلاگ دکتر عیسی ثمری
انجمن فلسفه تعلیم وتربیت
سایت مرکز تحقیقات صدا وسیما
سایت دکتر علی رضایی شریف
سایت دکتر طاهره جاویدی کلاته جعفر آبادی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM